nسال پیش حس داستان نویسیم گل کرد و یه چیزایی خلاصه نوشتم. تا چند وقت پیش که تو خواب و بیداری چشمم افتاد به یه تریپ اعلامیه جشنواره! جشنواره داستانای ایرانی. خیلی حال کردم چون محدودیتی نداشت و من بالاخره چرندیاتم و یه جا تحویل میدادم. درست روز آخر فایل رو ریختم رو دیسکت و بردم واسه پرینت. نه . . . . پرینت نشد!(به هزار و یه دلیل). درست و دقیق n روز پیش رفتم دفتر جشنواره(با رفیق شفیقم که قبلا اونم یه داستان داده بود) خلاصه فهمیدیم که مهلتش تمدید شده ولی اون روز بازم روز آخرش بود. وقت نداشتم پس گفتمن میرم با میل میکنم این داستان رو میفرستم ولی جناب یاهو برا اتچ کردن فایل خطا میداد! اگه این مسوئولای بی مسئولیت سایت بچگونشون یه اعلامیه درباره تمدیدش میزدن من خداییش اینقدر مشکل نداشتم. اصلا دیدین که سایتش چقدر بچه گونست! بهتر بود برن تو پرشین بلاگ یه وبلاگ بسازن!