خداحافظ هيلا!!!
ديگه بايد يه روز از اين وبلاگ علنا ميرفتم و الان وقتشه. زياد دنبال کامنتدوني نگردين چون برداشتمش. فقط جهت اطلاع بدونين که ديگه من اينجا نمينويسم. حالا اگه خيلي دوست دارين دليلش رو بدونين و يا بدونين ميرم کجا چند خط پايين تر رو بخوننين وگرنه همينجا خدا حافظ.
ديگه دوست ندارم مطلبا و بيشتر خاطراتي که مينويسم زير ذره بين دوستام باشه. چه برسه به خانواده. خيليا اينجا رو ميخونن. از خانواده و فاميل بگير تا دوست و آشنا. اين خانواده نه چندان اينترنتي ما هم دارن اولين جايي که سر ميزنن وبلاگ منه. ديگه دوست ندارم اينقدر زير ذره بين بنويسم و ميرم يه جاي ديگه. اگه دوست دارين بدونين کجا شرمندتونم اصلا فک کنين اين وبلاگ و صاحبش ترکيده! خودم براتون شايد يه روز کامنت بذارم. اگر بر فرض محال دلتون خواست وبلاگ منو بخونين اين آرشيواي بغل هست. دو سال با شرافت توبه اينجا نوشتم و حالا با يه دل گرفته دارم ازش خداحافظي ميکنم.
خداحافظ هيلا . . .
Saturday, January 29, 2005
Thursday, January 27, 2005
اين مطلب مربوط به دو هفته پيشه:
تو يه روز رفتم 2 تا فيلم رو ديدم تويه دو تا سينما! اين نشون ميده که من چه آدم بيکار و الاغيم! اوليش رو که صبح رفتم «بله برون» بود. يه فيلم مثلا طنز که ميخواست هرجور شده ملت رو بخندونه. هرچند به زور بردنم ولي بدک نبود. بعد از ظهر رفتم « قدمگاه». فک ميکردم بايد يه فيلم تمام معنوي باشه ولي نميدونم چرا بعد از ديدنش از اينکه من مسلمونم بدم اومد! خيلي وقت بود فيلم به اين باحالي نديده بودم. پيشنهاد ميکنم برين و حتما ببينينتش.
چند وقته کمرم خيلي درد ميکنه. نميدونم چرا ولي يه مدتي بهتر شده فک کنم سرما خوردگيه! اين چند روزه ماشين بابا هم شده هُلي! خلاصه براي روشن کردنش بايد يه ساعت هولش بديم.
» آدامس شيک با طعم خمير دندون پونه!
» Dance my little tin goddess متوجه شدي يا به زبون مادريت به ت بگم!
» اضافه بر مطالب بالا سيزده گربه رو هم ديدم که خيلي . . .
تو يه روز رفتم 2 تا فيلم رو ديدم تويه دو تا سينما! اين نشون ميده که من چه آدم بيکار و الاغيم! اوليش رو که صبح رفتم «بله برون» بود. يه فيلم مثلا طنز که ميخواست هرجور شده ملت رو بخندونه. هرچند به زور بردنم ولي بدک نبود. بعد از ظهر رفتم « قدمگاه». فک ميکردم بايد يه فيلم تمام معنوي باشه ولي نميدونم چرا بعد از ديدنش از اينکه من مسلمونم بدم اومد! خيلي وقت بود فيلم به اين باحالي نديده بودم. پيشنهاد ميکنم برين و حتما ببينينتش.
چند وقته کمرم خيلي درد ميکنه. نميدونم چرا ولي يه مدتي بهتر شده فک کنم سرما خوردگيه! اين چند روزه ماشين بابا هم شده هُلي! خلاصه براي روشن کردنش بايد يه ساعت هولش بديم.
» آدامس شيک با طعم خمير دندون پونه!
» Dance my little tin goddess متوجه شدي يا به زبون مادريت به ت بگم!
» اضافه بر مطالب بالا سيزده گربه رو هم ديدم که خيلي . . .
Friday, December 31, 2004
nسال پیش حس داستان نویسیم گل کرد و یه چیزایی خلاصه نوشتم. تا چند وقت پیش که تو خواب و بیداری چشمم افتاد به یه تریپ اعلامیه جشنواره! جشنواره داستانای ایرانی. خیلی حال کردم چون محدودیتی نداشت و من بالاخره چرندیاتم و یه جا تحویل میدادم. درست روز آخر فایل رو ریختم رو دیسکت و بردم واسه پرینت. نه . . . . پرینت نشد!(به هزار و یه دلیل). درست و دقیق n روز پیش رفتم دفتر جشنواره(با رفیق شفیقم که قبلا اونم یه داستان داده بود) خلاصه فهمیدیم که مهلتش تمدید شده ولی اون روز بازم روز آخرش بود. وقت نداشتم پس گفتمن میرم با میل میکنم این داستان رو میفرستم ولی جناب یاهو برا اتچ کردن فایل خطا میداد! اگه این مسوئولای بی مسئولیت سایت بچگونشون یه اعلامیه درباره تمدیدش میزدن من خداییش اینقدر مشکل نداشتم. اصلا دیدین که سایتش چقدر بچه گونست! بهتر بود برن تو پرشین بلاگ یه وبلاگ بسازن!
Tuesday, December 28, 2004
راستش خونه ما خيلي جالبه، وقتي از بالا داري پچ پچ ميکني اوني که پايينه از بغل دستي که داري باهاش صحبت ميکني بهتر حرفا رو ميشنوه. خلاصه اينجا يکي از خواصش همينه که صدا خيلي باحال توش ميپيچه. من يه اتاق همين بغل مقلا دارم که توش واسه خودم ميچرم. خلاصه آقا واسه اين چند روز امتحان ميخوام خرخوني کنم ولي انگار اين تلوزيون نميذاره همين که پشت در اتاقه(بود). با تي وي من مشکل داشتم اساس خلاصه مجبور شدم با يه انبر دست مامان اين تلوزيون رو تا يه مدتي بفرستمش اون دنيا تا از دست صداي مضخرفش راحت بشم. اما حالا بدون تي وي چقدر زمان دير و باحال ميگذره ولي حسابي آدم ميچسبه به درس. راستي اگه شما هم تو خونه کوچيک همچين مشکلي داشتين پيشنهاد ميکنم مث من با يه انبر دست سيمش رو خلاص کنين.
» يه سوال:
- وات داز nanny مين؟
» يه سوال:
- وات داز nanny مين؟
Sunday, December 26, 2004
Wednesday, December 22, 2004
تو اتوبوس با يه بدن خسته و کوفته، با يه اعصاب خراب، ناراحت از خيلي چيزا يه گوشه وايستادم و با خودم زير لب ميخونم: "باز اي الهه ي ناز . . ." بعد همينطور که تو حال خودمم يکي ميزنه به شونم و ميگه : "هيس!" اين روز واسه من يه روز مزخرفه! يه روزي که از صبحش به خاطر اين آشغالا خسته اي. روزم خيلي بد ميشه وقتي ميبينم که يه . . . . . نه نميتونم بنويسم انگار قدرت نوشتنم رو از دستم گرفتن.
» وقتي با اطمينان نماز ميخونم خيلي خودم حال ميکنم اما وقتي برام خدا معني نداره اصلا نماز نميخونم و حالش خيلي بيشتر ميشه. آدم عاقل مث من نيست.
» وقتي با اطمينان نماز ميخونم خيلي خودم حال ميکنم اما وقتي برام خدا معني نداره اصلا نماز نميخونم و حالش خيلي بيشتر ميشه. آدم عاقل مث من نيست.
Monday, December 20, 2004
. . . بالاخره اينجا آپديت شد! اين چن وقته بدون اينجا شده بودم مث يه معتاد بي دوست و رفيق که تو کوچه پس کوچه ها سگ چرخه ميزنه و هيچ کار مثبتي انجام نميده! آخ که دوست دارم کلي حرف بزنم و درد دل کنم. از اين و اون، از اينجا و اونجا، خلاصه از همه و همه کس بگم و بشنوم. ولي چي دارم واسه گفتن؟
قبل از اينکه تو وبلاگنويسي به خودم مرخصي بدم روحيه خفني داشتم. يه چيزي تو مايه هاي بدبخت بيچاره هاي نزديک به خودکشي(استغفرالله) اما حالا ديگه اون چيزي که چند ماه شايد هم هفته پيش بودم نيستم. خيلي شارژ و آپ تو ديتم. خلاصه خيلي الان گرافيکم بالاست.
تا ديروز ميگفتن هرکس از مامانش قهر ميکنه ميره خواننده ميشه. بعد از يه مدت گفتن هرکس که از مامانش قهر ميکنه ميره شبکه ماهواره اي راه ميندازه. بعد از همه کش و قوسا مثل همون شرايط قبلي کار به وبلاگ و سايت و خلاصه هر چيزي که فکرتون ميرسه رسيد. اما حالا بايد بگيم هرکس از مامانش قهر ميکنه ميره DJ ميشه. حالا بپرسي ازشون که اين DJ يعني چي ميگه نميدونم. عجب دنيايه راستي چطوري ميشه DJ شد؟ من با مامانم مشکل دارم!
» امشب يلداست. چرا ملت برا يه شب اين همه حال ميکنن؟ من كه هنوز نفهميدم!
» خليج عرب؟
» غرور بد آدم رو چپه ميکنه.
» در احوالات اين عکسه: بپشون نا محرم نبينه . . .
قبل از اينکه تو وبلاگنويسي به خودم مرخصي بدم روحيه خفني داشتم. يه چيزي تو مايه هاي بدبخت بيچاره هاي نزديک به خودکشي(استغفرالله) اما حالا ديگه اون چيزي که چند ماه شايد هم هفته پيش بودم نيستم. خيلي شارژ و آپ تو ديتم. خلاصه خيلي الان گرافيکم بالاست.
تا ديروز ميگفتن هرکس از مامانش قهر ميکنه ميره خواننده ميشه. بعد از يه مدت گفتن هرکس که از مامانش قهر ميکنه ميره شبکه ماهواره اي راه ميندازه. بعد از همه کش و قوسا مثل همون شرايط قبلي کار به وبلاگ و سايت و خلاصه هر چيزي که فکرتون ميرسه رسيد. اما حالا بايد بگيم هرکس از مامانش قهر ميکنه ميره DJ ميشه. حالا بپرسي ازشون که اين DJ يعني چي ميگه نميدونم. عجب دنيايه راستي چطوري ميشه DJ شد؟ من با مامانم مشکل دارم!
» امشب يلداست. چرا ملت برا يه شب اين همه حال ميکنن؟ من كه هنوز نفهميدم!
» خليج عرب؟
» غرور بد آدم رو چپه ميکنه.
» در احوالات اين عکسه: بپشون نا محرم نبينه . . .
Monday, November 15, 2004
Sunday, November 07, 2004
غروبا وقتي پرواز دسته جمعي کلاغا رو ميبينم خيلي حال ميکنم. وقتي ميرن نوک درختاي صنوبر جمع ميشن. انگار دارن با هم ديگه بحث ميکنن. خيلي اين غروباي پاييز واسم جذابه. خيليا ميگن کلاغ صداي بدي داره. منم موافقم ولي گاهي وقتا صداش اونقدر قشنگ و رمانتيک ميشه که از صداي بلبل هم واسم جذاب تره البته اين بستگي داره به شرايط. مثلا وقتي که زمين پره از برگاي زرد و آسمون آفتابيه يا زماني که کلي برف اومده، اين صداي کلاغا دوست داشتني ميشه. اصلا شما تو قبرستونا به صداي قشنگ کلاغا توجه کردين ببينين که چقدر جذاب و باحاله؟ توي غروباي دم کرده تابستون بايد صداي اين پرستو ها رو بشنويم (تو شهر ما تابستونا پرستو زياده) و پاييز و زمستون هم صداي قشنگ کلاغا. همش قشنگه، همش. کاش منم به قشنگي اين پرنده ها بودم کاش . . . .
Thursday, November 04, 2004
فکرش رو بکن که تو 48 ساعت به برکت ماه رمضون 7 يا 8 ساعت بخوابي. به برکت ماه رمضون به درسات و مشقات گند بزني. به برکت ماه رمضون هر هفته يه بار بري دستشويي. به برکت ماه رمضون وسط خيابون به خاطر سر گيجه بيفتي. به برکت ماه رمضون استخون درد بگيري. به برکت ماه رمضون . . . .
» کانون فرهنگي آموزش براي قبولي تو کنکور معجزه نيمکنه. ميکنه؟ خودت بايد جون بکني!
» کانون فرهنگي آموزش براي قبولي تو کنکور معجزه نيمکنه. ميکنه؟ خودت بايد جون بکني!
Saturday, October 30, 2004
به خاطر دير آپديت کردن حرف واسه گفتن زياده . زياد تايپ نميکنم تا سر درد نشين. بريم از يه طنز راديويي باحال که صبح جمعه شنيدم شروع کنيم:
دختري بود که آرزوهايش بسيار زود برآورده ميشد. روزي دختر در خيابان پسري را ديد و ناخداگاه از او خوشش آمد. آرزو کرد که کاش او عاشق من ميشد و از من خواستگاري ميکرد.بعد از چند لحظه پسرک از اين رو به آن رو شد و يک دل نه و صد دل عاشق دخترک شد. همانجا از دختر خواستگاري کرد و دختر براي حفظ وجنات برايش شرطي گذاشت، که پسرک برود و شاخ غولي را بياورد. پسرک رفت و دخترک آرزو کرد که او موفق شود و ديري نگذشت که پسر با يک شاخ غول بازگشت. دختر شرط دومي گذاشت و آن اين بود که پسر مي بايست روي دستهايش راه ميرفت! پسرک که در اين کارها ماهر بود روي دستهايش راه رفت. دخترک غرق خنده بود که به پسر گفت:
- تو چقدر بانمکي. الهي موش بخوردت!
و در همان لحظه موش بزرگي پيدا شد و پسرک را بلعيد! «پايان»
خيلي اين ماه رمضون حالگيري داره. فکرشو بکن که از صبح تا ظهر انرژيت تموم ميشه بعد تا دم افطار لنگات سيخ ميشه(تريپ جوجه مرده). بعد افطار هم که حالت افتضاحه. يعني معدت پره و چشات همه رو بابا قوري ميبينه تازه اينا يه کنار، مسائل بي ادبيش از جمله آروغ و(بي ادبيه بگم) يه کنار! باز ميخوابي تا سحر ولي اين قسمتش باحاله که بعد سحر نخوابي و بشيني کاراي عقب مونده يا خوندن درس و از اين حرفا رو انجام بدي يا اصلا با اکانتاي شبانه که مث نقل و نبات گيرت مياد به اينترنت وصل بشي و حال کني. شايد هم پياده روي ساعت 6 صبح. يادم رفت بگم از فيلماي بعد از افطار مث "خانه به دوش" که خداييش معرکست. مخصوصا تريپ حميد لولايي که يه جورايي به تريپ نقشش تو زير آسمان شهر ميخوره.
خدا بيامرزه اون کسي رو که عرق چهل گياه رو ساخت،اختراع کرد، کشف کرد يا هرچيز ديگه که بشه اسمش رو گذاشت. چقدر خوبه اين عرقه ها. فکرشو بکن داري از دل درد خفه ميشي. چارش يه لقمه از اين عرقست. يا ترش کردي و داري ميميري بازم چارش يه ته استکان از اين عرقست. خلاصه خدا پدر کاشفش و گذشتگان شما رو هم بيامرزه.
يه اخلاق بدي که دارم همينه. يعني خيلي راحت افسارم و ميدم دست هرکس از جمله رفقا. بعد از هر ناکجا آبادي سر در ميارم خدا ميدونه. خلاصه اين تجربه شد که ديگه افسارم و ندم دست ديگران.
خدايا داغونم. له شدم. خيلي خستم. دارم ديوونه ميشم. نياز به آرامش دارم. نياز دارم که يکي بدجور درکم کنه. خيلي حال و اوضام ديپرسه. بدجوري سرم داره سوت ميکشه. کسي هست که درک کنه. نه مطمئنم که نه. اين حال و هواي منو مادرم هم نميتونه درک کنه. دوست دارم سرم و بذارم يه جاي ساکت و چشام رو ببندم و فکرم رو تصويه کنم. حالم رو روبراه کنم. دوست دارم داد بزنم. دوست دارم بتونم بي پرده حقيقت رو بگم و ديگران هم بي پرده باهام صحبت کنن. راستش رو به م بگن. خيلي حالم گرفتست. ميتونم دست به دامن کي بشم؟ از خيانتاي اين و اون حالم به هم ميخوره. وقتي خودم و صد نفر مث خودم رو ميبينم بد جور احساس ميکنم که دنيا بي معنيه. خدايا خودت يه کاري کن. راستي خدا جون تو ميتوني کانکت بشي و وبلاگم رو بخوني؟
» به نظر شما يه انسان در هفته چندتا مشکل جلوش سبز ميشه؟
» ماه رمضون اين تنبلياش ميچسبه.
» موهام چرا چند وقتيه اين ريختيه؟
» از قديم گفتم که فقط تيم شهرمون: ابومسلم!
» کمربندها را ببنديم مزخرف ترين طنز نود قسمتي ساله!
» Hate is forever Love is for a while but . يعني چي؟
» وجودم سرشار از تنفره. اميدوارم موقتي باشه.
دختري بود که آرزوهايش بسيار زود برآورده ميشد. روزي دختر در خيابان پسري را ديد و ناخداگاه از او خوشش آمد. آرزو کرد که کاش او عاشق من ميشد و از من خواستگاري ميکرد.بعد از چند لحظه پسرک از اين رو به آن رو شد و يک دل نه و صد دل عاشق دخترک شد. همانجا از دختر خواستگاري کرد و دختر براي حفظ وجنات برايش شرطي گذاشت، که پسرک برود و شاخ غولي را بياورد. پسرک رفت و دخترک آرزو کرد که او موفق شود و ديري نگذشت که پسر با يک شاخ غول بازگشت. دختر شرط دومي گذاشت و آن اين بود که پسر مي بايست روي دستهايش راه ميرفت! پسرک که در اين کارها ماهر بود روي دستهايش راه رفت. دخترک غرق خنده بود که به پسر گفت:
- تو چقدر بانمکي. الهي موش بخوردت!
و در همان لحظه موش بزرگي پيدا شد و پسرک را بلعيد! «پايان»
خيلي اين ماه رمضون حالگيري داره. فکرشو بکن که از صبح تا ظهر انرژيت تموم ميشه بعد تا دم افطار لنگات سيخ ميشه(تريپ جوجه مرده). بعد افطار هم که حالت افتضاحه. يعني معدت پره و چشات همه رو بابا قوري ميبينه تازه اينا يه کنار، مسائل بي ادبيش از جمله آروغ و(بي ادبيه بگم) يه کنار! باز ميخوابي تا سحر ولي اين قسمتش باحاله که بعد سحر نخوابي و بشيني کاراي عقب مونده يا خوندن درس و از اين حرفا رو انجام بدي يا اصلا با اکانتاي شبانه که مث نقل و نبات گيرت مياد به اينترنت وصل بشي و حال کني. شايد هم پياده روي ساعت 6 صبح. يادم رفت بگم از فيلماي بعد از افطار مث "خانه به دوش" که خداييش معرکست. مخصوصا تريپ حميد لولايي که يه جورايي به تريپ نقشش تو زير آسمان شهر ميخوره.
خدا بيامرزه اون کسي رو که عرق چهل گياه رو ساخت،اختراع کرد، کشف کرد يا هرچيز ديگه که بشه اسمش رو گذاشت. چقدر خوبه اين عرقه ها. فکرشو بکن داري از دل درد خفه ميشي. چارش يه لقمه از اين عرقست. يا ترش کردي و داري ميميري بازم چارش يه ته استکان از اين عرقست. خلاصه خدا پدر کاشفش و گذشتگان شما رو هم بيامرزه.
يه اخلاق بدي که دارم همينه. يعني خيلي راحت افسارم و ميدم دست هرکس از جمله رفقا. بعد از هر ناکجا آبادي سر در ميارم خدا ميدونه. خلاصه اين تجربه شد که ديگه افسارم و ندم دست ديگران.
خدايا داغونم. له شدم. خيلي خستم. دارم ديوونه ميشم. نياز به آرامش دارم. نياز دارم که يکي بدجور درکم کنه. خيلي حال و اوضام ديپرسه. بدجوري سرم داره سوت ميکشه. کسي هست که درک کنه. نه مطمئنم که نه. اين حال و هواي منو مادرم هم نميتونه درک کنه. دوست دارم سرم و بذارم يه جاي ساکت و چشام رو ببندم و فکرم رو تصويه کنم. حالم رو روبراه کنم. دوست دارم داد بزنم. دوست دارم بتونم بي پرده حقيقت رو بگم و ديگران هم بي پرده باهام صحبت کنن. راستش رو به م بگن. خيلي حالم گرفتست. ميتونم دست به دامن کي بشم؟ از خيانتاي اين و اون حالم به هم ميخوره. وقتي خودم و صد نفر مث خودم رو ميبينم بد جور احساس ميکنم که دنيا بي معنيه. خدايا خودت يه کاري کن. راستي خدا جون تو ميتوني کانکت بشي و وبلاگم رو بخوني؟
» به نظر شما يه انسان در هفته چندتا مشکل جلوش سبز ميشه؟
» ماه رمضون اين تنبلياش ميچسبه.
» موهام چرا چند وقتيه اين ريختيه؟
» از قديم گفتم که فقط تيم شهرمون: ابومسلم!
» کمربندها را ببنديم مزخرف ترين طنز نود قسمتي ساله!
» Hate is forever Love is for a while but . يعني چي؟
» وجودم سرشار از تنفره. اميدوارم موقتي باشه.
Saturday, October 16, 2004
ماه رمضون. سحرا يه چيزي به زور ميريزي تو معدت تا دم غروب. تا موقعي که يارو بگه الله اکبر ميخواي ديوونه بشي! ولي من با روزه گرفتن خيلي حال ميکنم. خلاصه اگه کسي خيلي خدا به ش حال داد ما رو هم دعا کنه. يادش نره ها. ما هم اگه بشه شما رو دعا ميکنيم هرچند اگه دعام گيرا بود من اينجا نبودم! راستش يکي ميگه اين آهنگ مال مايکل جکسونه و يکي ديگه هم ميگه مال يکي ديگست. به نظر شما اين آهنگه مال کيه؟ اين هم لينک آهنگش. اينجا.
ماه رمضون. سحرا يه چيزي به زور ميريزي تو معدت تا دم غروب. تا موقعي که يارو بگه الله اکبر ميخواي ديوونه بشي! ولي من با روزه گرفتن خيلي حال ميکنم. خلاصه اگه کسي خيلي خدا به ش حال داد ما رو هم دعا کنه. يادش نره ها. ما هم اگه بشه شما رو دعا ميکنيم هرچند اگه دعام گيرا بود من اينجا نبودم! راستش يکي ميگه اين آهنگ مال مايکل جکسونه و يکي ديگه هم ميگه مال يکي ديگست. به نظر شما اين آهنگه مال کيه؟ اين هم لينک آهنگش. اينجا.
» گر گم شده ايم درميان خويشتن، جستحويي لازم است.
» دم تيم ملي هم گرم.
» گر گم شده ايم درميان خويشتن، جستحويي لازم است.
» دم تيم ملي هم گرم.
Sunday, October 10, 2004
هوايه مشهد خيلي سرد شده. لامصب آدم سگلرزه ميزنه. با خودم فک ميکردم که چي جالبه وقتي هوا يه کمي گرم ميشه، با بيرحمي اين بخاري رو شوت ميکنيم تويه انباري يا يه جايي که ديگه جلو چشممون نباشه ولي به محض اينکه يکمي هوا سرد ميشه بايد بريم يه دستمال برداريم و خوب خاکاش رو بگيريم (دستمالکشي) و با کلي منت بياريمش تا دوباره ما رو گرم کنه البته اونايي که شومينه دارن بحثشون جداست. الان هم سرما خوردم اساس. هم سرم خيلي درد ميکنه و هم سينم. نميدونم چرا نفس ميکشم قفسه سينم ميخواد بترکه. به هرحال بيخيال خودش خوب ميشه.
من واقعا واسه خودم متاسفم که بايد بازي تيم ملي فوتبالمون رو از شبکه ايران هم با سانسور و هم با تاخير ببينم. دم شبکه ZDF آلمان هم گرم. راستي ديدين علي دايي تو تيم نبود تيم ملي چي مامان بازي ميکرد!؟ چي ميشه اين کشکک زانوي علي دايي يه مرگش بزنه که ديگه هيچ وقت نتونه بازي کنه!
» به قول فرهاد: من دلم سخت گرفتست از اين مهمانخانه مهمانکش، روزش تاريک.
» توجه فرماييد . . . توجه فرماييد . . . ما 24 ساعت آب نداريم. کسي حموم قرضي داره؟
من واقعا واسه خودم متاسفم که بايد بازي تيم ملي فوتبالمون رو از شبکه ايران هم با سانسور و هم با تاخير ببينم. دم شبکه ZDF آلمان هم گرم. راستي ديدين علي دايي تو تيم نبود تيم ملي چي مامان بازي ميکرد!؟ چي ميشه اين کشکک زانوي علي دايي يه مرگش بزنه که ديگه هيچ وقت نتونه بازي کنه!
» به قول فرهاد: من دلم سخت گرفتست از اين مهمانخانه مهمانکش، روزش تاريک.
» توجه فرماييد . . . توجه فرماييد . . . ما 24 ساعت آب نداريم. کسي حموم قرضي داره؟
Monday, October 04, 2004
گاهي وقتا يه حس انسان دوستانه، يه جايي گوشه قلبم شايد هم بهتره بگم ذهنم شعله ور ميشه و ميخوام اين آدماي بدبخت دماغ آويزون رو از تو لجن بيرون بکشم يا حداقل سرشون رو بيرون نگه دارم تا خفه نشن. اما حيف که نميتونم. يه نکته تو نجات غريقي هست که ميگه بذارين اون يارو که مشغول مُردنه حسابي دست و پا بزنه تا خسته بشه و بيحال. بعد شما راحت تر ميتونين نجاتش بدين. خلاصه اگه ميشد اين قانون رو جدي جدي اجرا کرد خوب بود .حيف که ممکنه دير بشه و يارو اشهدش رو بخونه.
» الهي مرا آن ده که آن به.
» خدا؟ من؟ خدا؟ من؟ خدا؟ من؟ خدا؟ من؟ خدا؟
» چرا اين پاييز روزاش حالگيره؟ من هواي خنک تر از اين حرفا دوست دارم.
» کمربندها را ببنيم . . . . هنوز جا نيفتاده.
» الهي مرا آن ده که آن به.
» خدا؟ من؟ خدا؟ من؟ خدا؟ من؟ خدا؟ من؟ خدا؟
» چرا اين پاييز روزاش حالگيره؟ من هواي خنک تر از اين حرفا دوست دارم.
» کمربندها را ببنيم . . . . هنوز جا نيفتاده.
Thursday, September 30, 2004
لعنت به او و آنچه که بين من و وبلاگم فاصله انداخت. بايد خر زد که در خر زدن حکمتي ست بس کله گنده. لعت به چراغ سبز . . . لعنت به چراغ سرخ و زرد و آبي و خلاصه دويستا رنگ ديگه.
» موقعي که بايد حرف بزنم، يادم ميره. ولي وقتي نبايد حرف بزنم، يادم مياد قصه فلان رو.
» اينم سايت خوبيه.
» موقعي که بايد حرف بزنم، يادم ميره. ولي وقتي نبايد حرف بزنم، يادم مياد قصه فلان رو.
» اينم سايت خوبيه.
Saturday, September 25, 2004
1 2 3 4 امتحان ميکنيم. صدا مياد؟ آخه کجاي دنيا از تو مانيتور صدا مياد که شما دومين باشين. به هر حال صدا بياد يا نياد ميخوام داد بزنم که داداش حالمون بدجوري گرفتست. خيلي ميترسم بميرم و اين سه تا رو نبينم:
1- اروپاي قديم (زمان اليور توئيست)
2- زندگي کاملا سکرت تو يه شهر ديگه. (هيچ آشنايي ازت خبر نداشته باشه)
3- سوميش خودم هم نميدونم چيه.
» امروز نمايشگاه بين المللي «اله سيت» هم راه ميفته تا هشتم مهر.
» از دو دره بازي اصلا خوشم نمياد. البته به غير از موقعي که لازمه نه براي ضدحال زدن.
» بد نگاه ميکني. مشکلي هست؟
1- اروپاي قديم (زمان اليور توئيست)
2- زندگي کاملا سکرت تو يه شهر ديگه. (هيچ آشنايي ازت خبر نداشته باشه)
3- سوميش خودم هم نميدونم چيه.
» امروز نمايشگاه بين المللي «اله سيت» هم راه ميفته تا هشتم مهر.
» از دو دره بازي اصلا خوشم نمياد. البته به غير از موقعي که لازمه نه براي ضدحال زدن.
» بد نگاه ميکني. مشکلي هست؟
Subscribe to:
Posts (Atom)
